دوتایی باهم می رفتیم :)
مرور خاطرات خیلی سخته :)
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
جانان من
حرفی بزن...
این پریشان حالیت را با که خلوت میکنی؟ :)
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
چتر تویی
بارش هر ابر تویی
گرم نگه دار مرا . . .
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
چه فردا چه چند سال دیگر...
از یک جایی به بعد دیر است !
حتی اگر منتظرت باشم ،
آمدنت سالهاست از سرم رفته...
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
که خبر آمدنش را همه به یکدیگر می گویند...!
اما یقین دارم
که از یک جای دور و غریب خواهد آمد...
شاید از یک جایی حوالی تــــــو . . .
ببین ! اگر می شود تو هم با بهار بیا . . .
دلـــــــم #عیـــــد می خواهد... :)
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
+ تقریبا 4 ساله که وب نویسم :))
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
آرزوهایم اما
پلکانی تا مــــــاه :)
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
تاریکی یک شب هایی را هیچ مهتابی روشن نمی کند ،
گرد و غبار یک شب هایی را هیچ بارانی شست و شو نمی دهد ،
و تمام این شب ها را نبودن #تو رقم میزند :)
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
دلتنگ که شدی ، گلدان کوچک پشت پنجره را ببوس !
من ،
یک روز که خیلی دلتنگت بودم ،
دلم را همانجا
خاک کردم ...
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
همه چیز تمام شده
و آن روز
شروع تو خواهد بود :))
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور